کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۲ - به حضرت تو، که یارد، که قصه ای ز من آرد؟...

1

به حضرت تو، که یارد، که قصه ای ز من آرد؟

به غیر باد و برآنم که باد، نیز نیارد

2

اگر نسیم نماید، کسالتی به رسالت

سلام من که رساند، پیام من که گذارد؟

3

نسیمی از سر زلف تو می خرم به دو عالم

وگر چه خود همه عالم، نسیم زلف تو دارد

4

خیال روی تو در چشم ما و ما، متحیر

در آن قلم که چنین صورتی بر آب، نگارد

5

لبم چو یاد کند، ذوق خاکبوس درت را

ز شوق مردم چشم من، آب در دهن آرد

6

گرم وصال تو بگذاشت پیش از این دو سه روزی

مرا فراق تو دائم که پیش ازین، نگذارد

7

بروز وصل خودم وعده داده بودی، سلمان

درین هوس، همه شبهای تیره روز شمارد

متن شعر کپی شد.