کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶ - جان زندگی از چشمه پرنوش تو دارد ...

1

جان زندگی از چشمه پرنوش تو دارد

دل، بستگی از سنبل خاموش تو دارد

2

ای دانه و دام دل ما، حلقه کویت

باز آی که دل، منتظر گوش تو دارد

3

دوشت، همه قصد طرف خاطر ما بود

امشب سر زلفت، طرف دوش تو دارد

4

رنگی که سمن یابد، از اقدام تو یابد

بویی که صبا دارد، از آغوش تو دارد

5

در شرح پراکندگی ماست، وگرنه

زلف این همه سر، بهر چه در دوش تو دارد؟

6

از نیش، نیندیشد و از زهر، نترسد

هر کس که هوای لب چون نوش تو دارد

7

این جوشش خون جگر و غلغل سلمان

زان است که دیگ هوسش، جوش تو دارد

متن شعر کپی شد.