کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۶ - یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد...

1

یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد

هر وعده که آنم به جفا داد، وفا کرد

2

مهر تو بر آیینه دل پرتوی انداخت

ماننده ماه نوم انگشت نما کرد

3

هر جور که دیدم ز جهان، جمله جفا بود

این بود جفایش که مرا از تو جدا کرد

4

مسکین سر زلفت که صبا رفت و کشیدش

بر بویش اگر مست نگشت از چه رها کرد؟

5

بر زلف تو تا این دل یکتا بنهادم

بار دل من زلف تو را پشت دوتا کرد

6

هرچند که چشم تو خدنگ مژه آراست

زد بر هدف سینه، بر آنم که خطا کرد

7

شد باد صبا بر دل من سرد از آن روز

کو رفت و حدیث سر زلفت همه جا کرد

8

سلمان اگر از عشق بنالد، مکنش عیب!

با او غم عشق تو چه گویم که چها کرد؟

9

بلبل مکن از گل گله بسیار، که آورد

صد برگ برای تو و کارت به نوا کرد

متن شعر کپی شد.