کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۵ - دل برد دلبر و در دام بلاش اندازد...

1

دل برد دلبر و در دام بلاش اندازد

دل ما برد، ندانم به کجاش اندازد

2

هرکجا مرغ دلی بال گشاید، فی الحال

به کمان مهره ابرو ز هواش اندازد

3

خوش کمندی است سر زلف شکن بر شکنش

وه چه خوش باشد اگر بخت بماش اندازد!

4

چشم فتان تو هر جا که بلا انگیزد

ای بسا سر که در آن عرصه بلاش اندازد

5

عاقل آن است که در پای تو اندازد سر

پیشتر زانک فراق تو زپاش اندازد

6

بوی گیسوی تو هر جا که جگر سوخته ایست

در پی قافله باد صباش اندازد

7

هر که را درد بینداخت، دوا چاره برد

که برد چاره سلمان که دواش اندازد؟

متن شعر کپی شد.