کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۸ - گل فردوس چه باشد که به روی تو رسد...

1

گل فردوس چه باشد که به روی تو رسد

یا نسیمش که به خاک سر کوی تو رسد

2

از خط سبز تو در آتشم ای آب حیات!

رشکم آید که خضر بر لب جوی تو رسد

3

ز آفتابم شده در تاب که در روی تو تافت

تاب خورشید چه باشد که به روی تو رسد؟

4

چشم بد دور ز روی تو و خود چشم بدان

حیف باشد که بدان روی نکوی تو رسد

5

کار شد بر دل من تنگ و بلی تنگ بود

کار هرگه که به بخت من و خوی تو رسد

6

نرسد هر سر شوریده به پای چو تویی

گر به پای تو رسد هم سر موی تو رسد

7

من به بوی توام ای دوست هواخواه بهار

کز نسیمش به دماغم همه بوی تو رسد

8

ساقی از درد سبو در تن من جانی کن!

جان چه باشد که به دردی سبوی تو رسد

9

منع می خوردن سلمان نکنی ای صوفی!

اگر این شربت صافی به گلوی تو رسد

متن شعر کپی شد.