کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۱ - بر منت ناز و ستم، گرچه به غایت باشد...

1

بر منت ناز و ستم، گرچه به غایت باشد

حاش لله که مرا از تو شکایت باشد!

2

جور معشوق همه وقت نباشد ز عتاب

وقت باشد که خود از عین عنایت باشد

3

من نه آنم که شکایت کنم از دست کسی

خاصه از دست تو، حاشا چه شکایت باشد؟

4

پادشاهی چه عجب گر ز تو درویشان را

نظر مرحمت و چشم رعایت باشد!

5

چاره ای کن که مرا صبر به غایت برسید

صبر پیداست که خود تا به چه غایت باشد

6

روز مهر تو نهایت نپذیرد که مرا

مطلع هر غزلی صبح بدایت باشد

7

خاک پای تو بجان می خرم، ار دست دهد

اثر دولت و آثار کفایت باشد

8

در بیابان تمنا همه سر گردانند

تا که را سوی تو توفیق و هدایت باشد؟

9

نیست این بادیه را حد و درین ره سلمان

این چنین بادیه بی حد و نهایت باشد

متن شعر کپی شد.