کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۸ - هر سینه کجا محرم اسرار تو باشد؟...

1

هر سینه کجا محرم اسرار تو باشد؟

هر دیده کجا لایق دیدار تو باشد؟

2

مستان دل اغیار چه لازم که درین عهد

هر جای که قلبی است به بازار تو باشد

3

هر آینه آن دل که قبول تو نیفتد

کی قابل عکس می رخسار تو باشد

4

من خاک رهت گشتم و گردی که پس از من

برخیزد ازین خاک هوادار تو باشد

5

تو گرد کسی گرد که او گرد تو گردد

تو یار کسی باش که او یار تو باشد

6

غیر از تو نشاید که کسی در دلش آید

آنکس که دلش محرم اسرار تو باشد

7

سلمان اگر از یارغمی در دلت آید

باشد که غم یار تو غمخوار تو باشد

8

ای صوفی اگر جرعه این باده بنوشی

زان پس گرو میکده دستار تو باشد

9

ظاهر نشود تا همه از سر ننهی دور

فرقی که میان سر و دستار تو باشد

متن شعر کپی شد.