کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۱ - خوش دولتی است عشقت تا در سر که باشد...

1

خوش دولتی است عشقت تا در سر که باشد

پیدا بود کزین می در ساغر که باشد

2

هر عاشقی ندارد بر چهره داغ دردت

آن سکه مبارک تا بر زر که باشد

3

هر چشم و سر نباشد در خورد خاک پایت

تا سرمه که گردد، تا افسر که باشد؟

4

هر دل که دید چشمت، آورد در کمندش

ترکی چنین دلاور،در لشکر که باشد؟

5

گفتی که گر بیفتی من یاور تو باشم

خوش وعده ای است لیکن این باور که باشد؟

6

ای آفتاب خوبی در سایه دو زلفت

آن سایه همایون تا بر سر که باشد؟

7

تا دلبر منی تو، دل نیست در بر من

در عهد چون تو دلبر، خود دل بر که باشد؟

8

حالی غریب دارم، شرح و حکایت آن

در نامه که گنجد؟ در دفتر که باشد؟

9

گفتی که بر در من، منشین ز جوع سلمان

چون با در تو گردند، او با در که باشد؟

متن شعر کپی شد.