کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۴ - دلم را جز سر زلفت، دگر جایی نمی باشد ...

1

دلم را جز سر زلفت، دگر جایی نمی باشد

خود این مشکل که زلفت را سر و پایی نمی باشد

2

دلی ارم سیه بر رخ نهاده داغ لالایی

قبولش کن که سلطان را ز لالایی نمی باشد

3

بخواهم مرد چون پروانه، پیش شمع رخسارت

که پیش از مردنم پیش تو پروایی نمی باشد

4

دلا گر غمزه مستش جفایی می کند شاید

که مستان معربد را ز غوغایی نمی باشد

5

بهار عالم جان است، رخسارش تماشا کن

که در عالم از آن خوشتر تماشایی نمی باشد

6

مرا دردی است اندر دل مداوایش نمی دانم

ولی دانم که دردش را مداوایی نمی باشد

7

تمنایی است سلمان را که جان در پایش اندازد

بجان او کزین بیشش تمنایی نمی باشد

متن شعر کپی شد.