کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۵ - مرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد ...

1

مرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد

شمایل تو ز پیش نظر نخواهد شد

2

اگر سرم برود گو برو مراد از سر

هوای توست مرا آن ز سر نخواهد شد

3

دلم به کوی تو رفت و مقیم شد آنجا

وزان مقام به جایی دگر نخواهد شد

4

سرم برفت به سودای وصل، می دانم

که این معامله با او به سر نخواهد شد

5

چنان ز چشم تو در خواب مستیم که مرا

ز خواب خوش به قیامت خبر نخواهد شد

6

به نوک غمزه چون نیشتر بخواهی ریخت

هزار خون که سر نیش تر نخواهد شد

7

خدنگ غمزه ات از جان اگر چه می گذرد

ولیکن از دل سلمان بدر نخواهد شد

متن شعر کپی شد.