کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۶ - من چه دانستم که هجر یار چندین در کشد؟...

1

من چه دانستم که هجر یار چندین در کشد؟

یا مرا یکبارگی وصلش قلم در سر کشد

2

اشک را کش من به خون پروردم اندازم ز چشم

ناله کز دل برون کردم به رغمم بر کشد

3

کمترنیش بنده ام بر دل کشیده داغ هجر

گر چه او را دل به خون چون منی کمتر کشد

4

بر امید آنکه باز آید ز در دامن کشان

مردم چشمم بدامن هر شبی گوهر کشد

5

در کشیدن می به یاد لعل او کار من است

پخته ای باید که خامی را به کار اندر کشد

6

بی لبش می ساقیا در جانم آتش می شود

بی لب او چون به کام خود کسی ساغر کشد؟

7

گر چه دل را نیست از سرو قدش حاصل بری

آرزو دارد که بار دیگرش در بر کشد

8

در ره او شد صبا بیمار و می خواهم که او

گر چه بیمار است، این ره زحمتی دیگر کشد

9

نکته ای دارم چو در، پرورده دریای دل

از لب سلمان برد بر گوش آن دلبر کشد

متن شعر کپی شد.