کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۲ - نگارینا به صحرا رو، که بستان حله می پوشد ...

1

نگارینا به صحرا رو، که بستان حله می پوشد

به شادی ارغوان با گل شراب لعل می نوشد

2

به گل بلبل همی گوید که نرگس می کند شوخی

مگر نرگس نمی داند که خون لاله می جوشد؟

3

زبانم می دهد سوسن که گرد عشق کمتر گرد

مگر سوسن نمی داند که عاشق پند ننیوشد؟

4

نثار باغ را گردون، به دامن در همی بخشد

گل اندر کله زمرد ز خجلت رخ همی پوشد

5

مرو زنهار در بستان که گر خاری به نادانی

سر انگشت تو بخراشد دلم در سینه بخروشد

6

نگارا، گر چنین زیبا میان باغ بخرامی

کلاهت لاله برگیرد، قبایت سرو در پوشد

7

وگر سلمان میان باغ، بوی زلف تو یابد

به دل مهرت خرد، حالی به صد جان باز نفروشد

متن شعر کپی شد.