کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۷۶ - جان چو بشنید که آن جان جهان باز آمد ...

1

جان چو بشنید که آن جان جهان باز آمد

از سر راه عدم رقص کنان باز آمد

2

ای دل رفته ز پیش من و آزرده به جان

لطف کن با من و باز آی که جان باز آمد

3

صبح اقبال من از کوه امل سر بر زد

بخت بیدار من از خواب گران باز آمد

4

رفت و می گفت که آیم ز درت روزی باد

هر چه او گفت ازین باب بدان باز آمد

5

بس که چشمم چو صراحی ز غمش خون بگریست

تا به کامم چو قدح خنده زنان باز آمد

6

عمر ماضی چو خبر یافت به استقبالش

حالی از راه بپیچید عنان باز آمد

7

در پی او دل سرگشته نایافته کام

رفت و گردید همه کون و مکان باز آمد

8

چه طپی ای تن خشکیده چو ماهی در خشک!

جان بپرور که به جوی آب روان باز آمد

9

جان بر افشان به هوایش چو نسیم ای سلمان!

که بهار تو علیرغم خزان باز آمد

متن شعر کپی شد.