کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۶ - چشم مخمور تو مستان را به هم بر می زند...

1

چشم مخمور تو مستان را به هم بر می زند

شور عشقت، عاشقان را حلقه بر در می زند

2

دل همی نالد چو چنگ عشق تیز آهنگ او

در دل عشاق هر دم راه دیگر می زند

3

چشم عیارت به قصد خون خلقی، دم به دم

تیغ های تیر مژگان را به هم بر می زند

4

گوهر کان از کجا یابد دل من چو مدام

قفل یاقوت لبت بر درج گوهر می زند

متن شعر کپی شد.