کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۵ - با سر زلفش دلم، پیوند جانی می کند ...

1

با سر زلفش دلم، پیوند جانی می کند

با خیالش خاطرم، عیشی نهانی می کند

2

در هر آن مجلس که دارد چشم مستش قصد جان

جان اگر خوش بر نمی آید، گرانی می کند

3

زنده ای کو مرده ای را دید زیبا صورتی است

راستی در صورت خوش زندگانی می کند

4

جان فدای بوی آن آهوی چین کز سنبلش

بوستان هر نوبهاری بوستانی می کند

5

گر شکایت می کند جان من از چشمت، مرنج

خسته ای نالش ز عین ناتوانی می کند

6

می خورم جام غمی هر دم به شادی رخت

خرم آن کس کو بدین غم شادمانی می کند

7

جان سلمان از نشاط عارض جانان مدام

تازه عیشی از شراب ارغوانی می کند

متن شعر کپی شد.