کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۶ - آنها که مقیمان خرابات مغانند ...

1

آنها که مقیمان خرابات مغانند

ره جز به در خانه خمار ندانند

2

من بنده رندان خرابات مغانم

کایشان همه عالم به پشیزی نستانند

3

سر حلقه ارباب طریقت بحقیقت

آن زنده دلانند که در ژنده نهانند

4

بسیار خیال خرد و دین مپزای دل

کین هر دو به یک جرعه می خام نمانند

5

من جز به قدح بر نکنم دیده، چو نرگس

فردا که ز خاک لحدم باز نشانند

6

گر خلق برآنند که برانند ز شهرم

من نیز برانم که همه خلق برانند

7

ای کرده نهان رخ ز گران جانی اغیار

بنمای رخ از پرده که یاران نگرانند

8

نقش رخ خوبت نتوان خواند و رخت را

شرط ادب آن است که خود نقش نخوانند

9

روز رخ و زلف چو شبت پرده سلمان

بسیار دریدند و شب و روز درانند

متن شعر کپی شد.