کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۱ - اگرم بر سر آتش بنشانی چون عود...

1

اگرم بر سر آتش بنشانی چون عود

نیست ممکن که برآید ز من سوخته دود

2

بر سرم هرچه رود خاک رهم گو: می رو

نیستم باد که از کوی تو برخیزم زود

3

منم از باغ تو چون غنچه به بویی خوشدل

منم از کوی تو چون باد، به گردی خشنود

4

شوقم افزون شد و آرام کم و صبر نماند

در فراق تو ولی عهد همانست که بود

5

بی شراب عنبی را که به موی مژه ام

دیده بر یاد تو از جام زجاجی پالود

6

خنده ای زد دهنت، تنگ شکر پیدا کرد

هر یکی گوهر پاکیزه خود باز نمود

7

عمر من کم شد و عشق تو فزون پنداری

کانچه از عمر کم آمد، همه در عشق فزود

8

دیده از غیر تو تا خلوت دل خالی کرد

جز به روی تو مرا، هیچ دردل نگشود

9

وه که چون غنچه چه مشکین نفسی ای سلمان؟

نیست مشکین دمت الا زدم خون آلود

متن شعر کپی شد.