کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۸ - همچنان مهر توام مونس جان است که بود...

1

همچنان مهر توام مونس جان است که بود

همچنان ذکر توام ورد زبان است که بود

2

شوقم افزون شد و آرام کم و صبر نماند

در فراق تو، ولی عهد همان است که بود

3

کی بود کی که دگر بار بگویند اغیار

که فلان باز همان یار فلان است که بود؟

4

ما همانیم و همان مهر و محبت لیکن

یار با ما به عنایت نه چنان است که بود

5

بود بر جان رخم داغ توام روز ازل

وین زمان نیز بدان داغ و نشان است که بود

6

بود در ملک تنم، جان متصرف و اکنون

همچنان عشق تو را حکم روان است که بود

7

از من ای جان شده ای دور و درین دوری نیز

آن ملاقات میان تن و جان است که بود

8

طره ات یک سر مو سرکشی از سر نگذاشت

همچنان فتنه و آشوب جهان است که بود

9

تا نخوانند دگر گوشه نشین سلمان را

گو همان رند خرابات مغان است که بود

متن شعر کپی شد.