کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۹ - جان شیرین گر قبول چون تو جانانی بود...

1

جان شیرین گر قبول چون تو جانانی بود

کی به جانی باز ماند، هر که را جانی بود؟

2

آب چشم و جان شیرین را کجا دارد دریغ

هر که او را چون خیال دوست مهمانی بود؟

3

از خیال غمزه غماز کافر کیش او

هر زمانی بر دل من تیربارانی بود

4

نامسلمان چشم ترکت را نمی دانم چه بود؟

زانکه دایم در پی خون مسلمانی بود

5

با خیال روی و مویش عشق بازد روز و شب

هر کجا با بنده ماهی در شبستانی بود

6

با ملاقات یار شو، گو از سلامت دور باش

هرکه او در عاشقی، خواهد که سلمانی بود

متن شعر کپی شد.