کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۱ - از چشم من خیال قدش کی برون رود؟...

1

از چشم من خیال قدش کی برون رود؟

سروی است ناز از لب جو سرو چون رود؟

2

بنشست در درونم و غیر از خیال یار

رخصت نمی دهد که کسی در درون رود

3

دانی که در دل تو کی آید جمال یار؟

وقتی که هردو عالمت از دل برون رود

4

از کوی دوست باز نپیچم عنان اگر

بینم به چشم خویش که سیلاب خون رود

5

گر نی کمند زلف درازت شود سبب

چون آه من بدین فلک نیلگون رود

6

واعظ برو فسانه مخوان و فسون مدم!

کی درد عاشقی به فسان فسون رود

7

یک ذره از محبت سلمان اگر نهند

بر کوه، او چو ذره قرار و سکون رود

متن شعر کپی شد.