کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۴ - گرز خورشید جمالت ذره ای پیدا شود...

1

گرز خورشید جمالت ذره ای پیدا شود

هر دو عالم در هوایش، ذره سان دروا شود

2

شمع دیدارش اگر از نور تجلی پرتوی

افکند بر کوه، چون پروانه نا پروا شود

3

عاشق صادق چه داند کعبه و بتخانه چیست؟

هر کجا یابد نشان یار خود آنجا شود

4

در شب هجرش به بوی وعده فردای وصل

حالیا جان می دهم تا صبح تا فردا شود

5

صد هزار آیینه دارد شاهد مه روی من

رو به هر آیینه کارد جان درو پیدا شود

6

در سرم سودای زلف توست و می دانم یقین

کاین سر سودایی من، در سر سودا شود

7

خرقه سالوس بر خواهم کشید از سر ولی

ترسم این زنار گبری در میان رسوا شود

8

می زنندم بر درش، چون حلقه و من همچنان

همتی در بسته باشد تا که این در، وا شود

متن شعر کپی شد.