کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۸ - بگذار تا ز طرف نقابت شود پدید...

1

بگذار تا ز طرف نقابت شود پدید

حسنی که مه ندارد و رویی که کس ندید

2

برق جمال خرمن پندار ما بسوخت

لعلت خیال پرده اسرار ما درید

3

زلفت مرا ز حلقه زهاد صومعه

زنار بسته بر سر کوی مغان کشید

4

خود را زدند جان و دلم بر محیط عشق

بیچاره دل غریو شد و جان به لب رسید

5

اسرار عشقت از در گفت و شنید نیست

سری است ابوالعجب که نه کس گفت و نه شنید

6

خرم کسی که بر سر بازار عاشقی

کایزد مرا و عشق تو را با هم آفرید

متن شعر کپی شد.