کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۹ - دل پی دلدار رفت و دیده چو این حال دید...

1

دل پی دلدار رفت و دیده چو این حال دید

اشک به دندان گرفت دامن و در پی دوید

2

دید میان دل و دیده که خونست اشک

جست برون ز میان، رفت و کناری گزید

3

هر دو جهان دل به باد، که خواهد مگر

از طرف آن بهار، بوی هوایی دمید

4

مقصد و مقصود دل، جز دهن تنگ او

نیست دریغا که هست، مقصد دل ناپدید!

5

گر تو چو شمعم کشی، از تو نخواهم نشست

ور تو به تیغم زنی، از تو نخاوهم برید

6

از می و مطرب مکن، مدعیا منع من

تا غزلی تر بود، قول تو خواهم شنید

7

بر در ارباب دل، از در رحمت در آی

کانکه به جایی رسید، از در رحمت رسید

8

فتح رفیق کلید، دانی سلمان چراست؟

کز بن دندان کند، خدمت در چون کلید

متن شعر کپی شد.