کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۰ - مانده یک ذره از آن دل که هوای تو گزید...

1

مانده یک ذره از آن دل که هوای تو گزید

لله الحمد که آن ذره به خورشید رسید

2

این همان ذره خاکی هوادار شماست

که به جان، روز ازل، مهر شما می ورزید

3

وین همان بلبل خوش گوست که در باغ وصال

سالها بر گل رخسار شما می نالید

4

روز رخسار تو شد در شب زلفت پیدا

صبحدم فاتحه ای خواند و بران روی دمید

5

پای من در سر کوی تو نیاورد مرا

که مرا رغبت موی تو به زنجیر کشید

6

آن سیه روی کدام است که روی از تو بتافت

مگر آنکس که چو زلفت تو سرش می گرید

7

سر ما راه سر کوی تو خواهد پیمود

لب ما خاک کف پای تو خواهد بوسید

8

گر بخواهند بریدن سر ما، چون زلفت

ما دگر یک سر مو از تو نخواهیم برید

9

باز توفیق عنان بر طرف سلمان تافت

چون رکاب آمد و رخ بر کف پایت مالید

متن شعر کپی شد.