کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۲ - چه نویسم که دل از درد فراقت چه کشید؟...

1

چه نویسم که دل از درد فراقت چه کشید؟

یا ز نادیدنت این دیده غم دیده چه دید؟

2

به امیدی که رسد در تو دل خام طمع

سالها دیگ هوس پخت و به آخر نرسید

3

قصه این دل دیوانه درازست و مپرس:

که در آن سلسله زلف پریشان چه کشید؟

4

قصه راز تو مردیم و نگفتیم به کس

بشنو این قصه که هرگز به جهان کس نشنید

5

عاشق صورت توست آینه و این صورت

هست در چهره آیینه چو خورشید پدید

6

سر زلف تو مرا توبه ناموس شکست

چشم مست تو مرا پرده سالوس درید

7

جرعه در دور تو رسمی است که نتوان انداخت

خرقه در عهد تو عیبی است که نتوان پوشید

8

دشمنان گر همه کردند زبان چون شمشیر

نیست ممکن که مرا از تو توانند برید

9

خواست تا شرح فراق تو نویسد سلمان

حال دل در قلم آمد ز قلم خون بچکید

متن شعر کپی شد.