کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۳ - پیر من از میکده بویی شنید...

1

پیر من از میکده بویی شنید

دست زد و جامه سراسر درید

2

خرقه ازان شد که فرو شد به می

خرقه صدپاره که خواهد خرید؟

3

جان که غمش خورد و رسیدم به لب

رفت دلم تا به چه خواهد رسید؟

4

مشرب صافی حقیقت کسی

یافت که او دردی درش چشید

5

دردی دن را که دوای دل است

درد گرفتیم بباید کشید

6

شور می و ساغر از آن روز خاست

کان نمکین لب، لب ساغر مکید

7

تلخ حدیثی است تو را دلنواز

تنگ دهانیست تو را کس ندید

8

سایه صفت، با همه افتادگی

در عقب وصل تو خواهم دوید

9

عشق تو تا ظل همایون فکند

طوطی عقل از سر سلمان پرید

متن شعر کپی شد.