کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۲ - مرا که نقش خیال تو در درون آید ...

1

مرا که نقش خیال تو در درون آید

عجب مدار ز اشکم که لاله گون آید

2

وثاق توست درونم، نمی دهد دل بار

که جز خیال تو غیری اندرون آید

3

کسی به بوی وصال تو تازه دارد جان

که همچو گل ز هوایت ز خود برون آید

4

هزا نقش به دستان برآورم هر دم

بدان هوس که نگارم بدست چون آید

5

ز غصه شد جگرم خون چو مشک و می ترسم

که گر نفس زنم از غصه بوی خون آید

6

شب است و بادیه و باد و من چنین گمره

مگر سعادتی از غیب رهنمون آید

7

قبول خاک کف پایت افتد ار سر من

به خاک پای تو کز دوش سر نگون آید

8

حدیث زلف چو زنجیرت ارکند سلمان

به هیچ در سخنی کز سر جنون آید

متن شعر کپی شد.