کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۶ - ای عمر باز رفته، نمی آیی از سفر...

1

ای عمر باز رفته، نمی آیی از سفر

وی بخفت خفته، هیچ نداری ز ما خبر

2

ما همچنان خیال تو داریم، در دماغ

ما همچنان جمال تو داریم، در نظر

3

از بوی تو هنوز نسیم است با صبا

وز روی تو هنوز نشانی است در قمر

4

سر می زنیم بر در سودای وصل و هیچ

از سر خیال وصل نخواهد شدن بدر

5

دل رفت و عمر رفت و روان رفت و بعد ازین

ماییم و آه سرد و لب خشک و چشم تر

6

رفتی و در پی تو نه تنها دل است و بس

جان عزیز نیز روان است، بر اثر

متن شعر کپی شد.