غزل · سلمان ساوجی
غزل شماره ۲۳۷ - پرده از رویش ای صبا بردار!...
1
پرده از رویش ای صبا بردار!
وین حجاب از میان ما بردار
2
به تماشای جان، ز باغ رخش
دامن زلف مشکسا بردار
3
همرهانیم، در طریق وفا
من به سر می روم، تو پا بردار
4
چون غبار من اوفتان خیزان
می توانی مرا دمی بردار
5
بر سر کوی او چو جان بخشند
بهره ای بهر این گدا بردار
6
وز زخوان لبش نواله دهند
قسم این جام بینوا بردار
7
چشم عشاق را ز خاک درش
ذره ای بهر توتیا بردار
8
سرما جست و ما بفرمانش
سر نهادیم، گو بیا بردار
9
ای دل از منزلش صبا بویی
می برد هان پی صبا بردار!
10
دل ز تقوی گرفت سلمان را
ساقیا جام جانفزا بردار