کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۵ - زلفین سیه خم به خم اندر زده ای باز...

1

زلفین سیه خم به خم اندر زده ای باز

وقت من شوریده به هم بر زده ای باز

2

زان روی نکو چشم بدان دور که امروز

بر مه زده ای طعنه و در خور زده ای باز

3

از غالیه رسمی زده ای بر گل و شکر

امروز همه بر گل و شکر زده ای باز

4

بر ساغر عیشم زده ای سنگ ولیکن

با تو چه توان گفت که ساغر زده ای باز؟

5

من سر چو قلم بر خط سودای تو دارم

با اینکه من سر زده را سرزده ای باز

6

از دود من سوخته زنهار حذر کن!

کاتش به من سوخته دل در زده ای باز

7

نقد سره قلب که پالوده ام از چشم

بر سکه رویم همه بارز زده ای باز

8

شبها ز غمت راست کبوتر دل سلمان

دریاب که بر صید کبوتر زده ای باز

متن شعر کپی شد.