کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۰ - ای صبا برخیز و کوی دلستان ما بپرس...

1

ای صبا برخیز و کوی دلستان ما بپرس

جان ما آنست، حال جان ما آنجا بپرس

2

اندک اندک پیش رو، وآن جان بیمار مرا

زیر لب بسیار بسیار از زبان ما بپرس

3

خفته است آن نرگس بیمار و ابرو بر سرش

حال بیماران ز جان ناتوان ما بپرس

4

انحرافی در مزاج مستقیم سرو ماست

گو بیا چون است سر و بوستان ما بپرس

5

رنگ رویم کرد پیدا رنج پنهان، ای طبیب!

رنگ ما را بین و از رنج نهان ما بپرس

6

شمع سان دارم سری بی آنکه باشد درد سر

قصه ما یک یک از اشک روان ما بپرس

7

کار ما عشق است و آنگه عقل سعیی می کند

عقل را باری چه کار اندر میان ما بپرس

8

اینکه می گویی: چرا سلمان جهان و جان بباخت؟

یک سخن یک بار از آن جان و جهان ما بپرس

متن شعر کپی شد.