کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۲ - در خرابات مغان مست و بهم بر زده دوش...

1

در خرابات مغان مست و بهم بر زده دوش

می کشیدند مرا چون سر زلف تو به دوش

2

دیدم از باده نوشین و لب نوش لبان

بزم رندان خرابات پر از «نوشانوش»

3

قصه حال پریشان من امشب زغمت

به درازی چو سر زلف تو بگذشت ز دوش

4

عاقلا پند من بیدل بیهوش مده

می به من ده که ندارم سر عقل و دل و هوش

5

در خرابات مغان دلق مرقع نخرند

برو ای خواجه برو دلق مرقع بفروش

6

جامه زرق و لباسات در این ره عیب است

آشکارا چه کنی خرقه قبا ساز و بپوش

7

گر چو شمعت بکشد یار از و روی متاب

ور چو چنگت بزند دوست ز دستش مخروش

8

آتش شوق رخت جرعه صفت سلمان را

آبرو ریخته بر خاک در باده فروش

متن شعر کپی شد.