کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۶ - آنکه از جان دوست تر می دارمش...

1

آنکه از جان دوست تر می دارمش

او مرا بگذاشت، من نگذارمش

2

دل بدو دادم ز من رنجید و رفت

می دهم جان تا مگر باز آرمش

3

آنکه در خون دل من میرود

من چو چشم خویشتن می دارمش

4

قالبی بی روح دارم می برم

تا به خاک کوی او بسپارمش

5

می دهم جان روز و شب در کار دوست

گو مران از پیش اگر در کارمش

6

روی در پای تو می مالم مرنج

گر به روی سخت می آزارمش

7

گر چه رویش داد بر بادم چو زلف

همچنان جانب نگه می دارمش

8

هیچ رحمی نیست بر بیمار خویش

آن طبیبی را که من بیمارمش

9

گرچه او یار منست من یار او

من نمی یارم که گویم یارمش

10

با دل خود گفتم او را چیستی؟

گفت سلمان او گل و من خارمش

متن شعر کپی شد.