کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۷ - چون تحمل می کند تن صحبت پیراهنش...

1

چون تحمل می کند تن صحبت پیراهنش

چون کند افتاده است آن این زمان در گردنش؟

2

دست در گردن که یار کرد با او یا که یافت

جز ره پیراهن دولت زهی پیراهنش

3

سوختم در آتشش چون عود و زانم بیم نیست

بیم آن دارم که دود من بگیرد دامنش

4

قوت صبرم چو کوهی بود از آن کاهی نماند

بس که عشقش می دهد بر باد جو جو خرمنش

5

هر دم از شوق تو عارف می دهد جانی چو جام

باز ساقی می کند روشن روانی در تنش

6

حاجی ار در کوی او یابد مقامی از حرم

روی بر تابد بگردد بعد از آن پیراهنش

7

جست دل راهی کزان ره پیش باز آید نهان

بر دو چشم انگشت را بنمود راهی روشنش

8

من غبار راه یارم یار چون آب حیات

شکر ایزد را که بر خاطر نمی آید منش

9

یار می جویی رفیق توست و اینک می رود

خیز همچون گرد سلمان دست در گردن زنش

متن شعر کپی شد.