کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۰ - نداشت این دل شوریده تاب سودایش...

1

نداشت این دل شوریده تاب سودایش

سرم برفت و نرفت از سرم تمنایش

2

به نرد درد چو وامق نبود مرد حریف

هزار دست پیاپی ببرد عذرایش

3

کسی نتافت از و سر چو زلفش از بن گوش

سیاه روی درآمد فتاد و در پایش

4

غمش ز جای خودم برد و خود چه جای من است

که گر به کوه رسد، برکند دل از جایش

5

رخ مرا که برو سیم اشک می آید

بیان عشق عیان می شود ز سیمایش

6

نهفته داشت دلم راز عشق چون غنچه

هوای دوست دمش داد و کرد رسوایش

7

دل مرا که امروز رنجه داشت چه غم

دلم خوش است که خواهد نواخت فردایش

8

همه امید به آلا و رحمتش دارد

وجود من که ز سر تا بپاست آلایش

9

گناهکار و فرومانده ام ببخش مرا

که هست بر من بیچاره جای بخشایش

10

سواد هستی سلمان ز روی لوح وجود

رود ولیک بماند نشان سودایش

متن شعر کپی شد.