کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۱ - من هر چه دیده ام ز دل و دیده دیده ام ...

1

من هر چه دیده ام ز دل و دیده دیده ام

گاهی ز دل بود گله، گاهی ز دیده ام

2

من هر چه دیده ام ز دل و دیده ام کنون

از دل ندیده ام همه از دیده دیده ام

3

آه دهن دریده مرا فاش کرد راز

او را گناه نیست، منش برکشیده ام

4

اول کسی که ریخته است آب روی من

اشک است کش به خون جگر پروریده ام

5

عمری بدان امید که روزی رسم به کام

سودای خام پخته ام و نا رسیده ام

6

تا مهر ماه چهره تو در دلم نشست

از مهر و ماه مهر بکلی بریده ام

7

عشقت به جان خریدم و قصدم به جان کند

بر جان خویش دشمن جان را گزیده ام

8

بازا که در غم تو به بازار عاشقان

جان را بداده و غم عشقت خریده ام

9

شیدا صفت شراب غمت خورده ام بسی

لیکن ز باغ وصل تو یک گل نچیده ام

10

گویند بوی زلف تو جان تازه می کند

سلمان قبول کن که من از جان شنیده ام

متن شعر کپی شد.