کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۲ - به چشمانت که تا رفتی، به چشمم بی خور و خوابم ...

1

به چشمانت که تا رفتی، به چشمم بی خور و خوابم

به ابرویت که من پیوسته چون زلف تو در تابم

2

به جان عاشقان، یعنی لبت کامد به لب جانم

به خاک پای تو یعنی، سرم کز سرگذشت آبم

3

به خاک کعبه کویت، به حق حلقه مویت

که ممکن نیست کز روی تو هرگز روی بر تابم

4

به عناب شکر بارت، کزان لب شربتی سازم

که خود شربت نمی ریزد، به غیر از قند و عنابم

5

به صبح عاشقان یعنی، رخت کز مهر رخسارت

نه روز آرام می گیرم، نه می آید به شب خوابم

6

به دیدارت که تا بینم جمال کعبه رویت

محال است اینکه هرگز سر فرود آید به محرابم

7

به جانت کز قفس سلمان بجان آمد درین بندم

که یابم فرصت بیرون شد، اما در نمی یابم

متن شعر کپی شد.