کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۶ - بر سر کوی دلارام، به جان می گردم ...

1

بر سر کوی دلارام، به جان می گردم

روز و شب در پی دل، گرد جهان می گردم

2

غم دوران جهان کرد مرا پیر و چه غم

بخت اگر یار شود باز جوان می گردم

3

دیده ام طلعت زیباش که آنی دارد

این چنین واله و مست از پی آن می گردم

4

تا نسیمی سر زلف تو بیابم چو صبا

شب همه شب من بیمار به جان می گردم

5

ناوک غمزه جادو به من انداز که من

پیش تیرت ز پی نام و نشان می گردم

6

تا مگر نوش لبی چون تو به من باز خورد

چون قدح گرد لب نوش لبان می گردم

7

تو چو گل در تتق غنچه و من چون بلبل

گرد خرگاه تو فریاد کنان می گردم

8

دامن از من مکش ای سرو که در پای تو من

می دهم بوسه و چون آب روان می گردم

9

تو مکان ساخته ای در دل سلمان وانگه

من مسکین ز پیت کون و مکان می گردم

متن شعر کپی شد.