کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۲ - من حیران نه آن صیدم که از قید تو بگریزم ...

1

من حیران نه آن صیدم که از قید تو بگریزم

به کوشش می کشم خود را که بر فتراکت آویزم

2

مرا هر زخم شمشیرت، نشان دولتی باشد

ندانم عاقبت بر سر چه آرد دولت تیزم؟

3

پس از من بر سر خاکم، اگر روزی گذار افتد

بیابی در هوایت من چو گرد از خاک برخیزم

4

چنان بر صورت شیرین من بیچاره مفتونم

که در خاطر نمی گنجد خیال ملک پرویزم

5

چو آب آشفته جان بر کف روانم تا کجا سروی

چو قد و قامتت بینم روان در پایش آویزم

6

نه جای آنکه در کوی وصال یار بنشینم

نه پای آنکه از دست فراق یار بگریزم

7

برو زاهد چه ترسانی مرا از آتش دوزخ

منم پروانه عاشق که از آتش نپرهیزم

8

ز چندین گفته سلمان یکی در گوش کن باری

نه از گوهر کمست آخر سخنهای دلاویزم

9

گهر در گوش بسیاری نماند لیک بعد از من

بسی در گوشها ماند، حدیث گوهر آمیزم

متن شعر کپی شد.