کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۴ - تا نفس هست به یاد تو برآید نفسم ...

1

تا نفس هست به یاد تو برآید نفسم

ور به غیر از تو بود، هیچکسم هیچکسم

2

هر کجا تیر جفای تو، من آنجا سپرم

هر کجا خوان هوای تو، من آنجا مگسم

3

پس ازین دست من و دامن سودای شما

چند گردم پی سودای پراکنده بسم

4

تو به خوبی و لطافت چو گل و آبی و من

با گل و آب برآمیخته چون خار و خسم

5

کی بود کی که به وصلت رسم ای عمر عزیز؟

ترسم این عمر به پایان رسد و من نرسم

6

سخت بیمارم و غیر از تو هوس نیست مرا

به عیادت به سرآ تا به سر آید هوسم

7

نیست در کوی توام راه خلاص از پس و پیش

چه کنم چاره ز پیش آمد و دشمن ز پسم

8

ای صبا بلبل مستم ز گلستان وصال

بویی آخر به من آور که اسیر قفسم

9

کار سلمان چونی افتاد کنون با نفسی

بر لبم نه لب و بنواز چونی یک نفسم

متن شعر کپی شد.