کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۶ - عزم آن دارم که با پیمانه پیمانی کنم ...

1

عزم آن دارم که با پیمانه پیمانی کنم

وین سبوی زرق را بر سنگ قلاشی کنم

2

من خراب مسجد و افتاده سجاده ام

می روم باشد که خود را در خرابات افکنم

3

ساقی دوران هر آن خون کز گلوی شیشه ریخت

گر بجویی باز یابی خون او در گردنم

4

زاهدا با من مپیما قصه پیمان که من

از پی پیمانه ای صد عهد و پیمان بشکنم

5

گر به دوزخ بگذرم کوی مغان باشد رهم

ور به جنت در شوم میخانه باشد مسکنم

6

بر نوای ناله مستانه ام هر آفتاب

زهره همچون ذره رقصد در هوای روزنم

7

رشته جانم بسوزاند دمادم عشق و تاب

من چراغم گوییا عشق آتش و من روغنم

8

زنده می گردم به می بی منت آب حیات

خود چرا باید کشیدن ننگ هر تر دامنم

9

من پس از صد عصر کاندر زیر گل باشم چو می

گردد از یاد قدح خندان روان روشنم

متن شعر کپی شد.