کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۰ - تو می روی و من خسته باز می مانم ...

1

تو می روی و من خسته باز می مانم

چگونه بی تو بمانم، عجب همی مانم

2

تو باد پای عزیمت، چو باد می رانی

من آب دیده گلگون چو آب می رانم

3

تو آفتاب منیزی که می روی ز سرم

فتاده بر سر ره من به سایه می مانم

4

شکسته بسته زلف توام روا داری

فرو گذاشتن آخر چنین پریشانم؟

5

بدست لطف عنان را کشیده دار که من

ز پای بوس رکاب تو باز می مانم

6

نه پای عزم و نه جای نشست در منزل

بمانده ام ره بیرون شدن نمی دانم

7

دریغ روز جوانی که می رود عمرم

فسوس عمر گرامی که می رود جانم

8

تو آن نه ای که کنی گاگاه سلمان را

به نامه یاد و من این نانوشته می خوانم

متن شعر کپی شد.