کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۳ - همیشه نرگس مست تو را بیمار می بینم ...

1

همیشه نرگس مست تو را بیمار می بینم

ولی در عین بیماریش مردم دار می بینم

2

جهان می گردد از سودا، سیه بر چشم من هر دم

که چشم نازنینت را چنان بیمار می بینم

3

ز شربتخانه لطفت دوایی ده که با دردت

دل سست ضعیفم را قوی افکار می بینم

4

ز باد ار می وزد بر من نسیم دوست می یابم

به آب ار می رسم در وی خیال یار می بینم

5

نشان طاق ابروی تو را پیوسته می پرسم

خیال سرو بالای تو را بسیار می بینم

6

ز باغ حسن خود بر خورد که من در سایه سروت

جهانی را ز باغ عمر برخوردار می بینم

7

رخت آیینه حسن است و حسنت صورت و معنی

من این صورت که می بینم در آن رخسار می بینم

8

حدیث سوزناک دل از آن با شمع می گویم

که بر بالین خود او را به شب بیدار می بینم

9

درون روشن سلمان که هست آیینه عشقت

بحمدالله که این آیینه بی زنگار می بینم

متن شعر کپی شد.