کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۴ - بیم آن است که در صومعه دیوانه شوم ...

1

بیم آن است که در صومعه دیوانه شوم

به از آن نیست که هم با در میخانه شوم

2

من اگر دیر و گر زود بود آخر کار

با سر خم روم و در سر پیمانه شوم

3

وقت کاشانه اصلی است مرا، می خواهم

که ازین مصطبه سرمست به کاشانه شوم

4

بوی آن سلسله غالیه بو می شنوم

باز وقت است که شوریده و دیوانه شوم

5

تن و جان را چه کنم مصلحت آن است که من

ترک این هر دو کنم طالب جانانه شوم

6

گرت ای شمع سر سوختن ماست بگو

تا همین دم به فدای تو چو پروانه شوم

7

من سرگشته سراپا همه تن سرگشتم

تا به سر در طلب موی تو چون شانه شوم

متن شعر کپی شد.