کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۵ - در رکابت می دوم تا گوی چوگانت شوم ...

1

در رکابت می دوم تا گوی چوگانت شوم

از برایت می کشم خود را که قربانت شوم

2

بر سر راهت چو خاک افتاده ام یکره بران

بر سر ما تا غبار نعل یکرانت شوم

3

آخر ای ماه جهان تابم چه کم گردد ز تو

گر شبی پروانه شمع شبستانت شوم

4

گر کنی قصد سر من نیستم بر سر سخن

گردن طاعت نهم محکوم فرمانت شوم

5

ای سهی سرو خرامان سایه ای بر من فکن

تا فدای سایه سرو خرامانت شوم

6

در سرم سودای زلف توست و می دانم که من

عاقبت هم در سر زلف پریشانت شوم

7

در مسلمانی روا باشد که خود یکبارگی

من خراب چشم مست نامسلمانت شوم

8

گفتمش تو جان من شو گفت سلمان رو بگو

ترک جان وانگه بیا تا جان و جانانت شوم

متن شعر کپی شد.