کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۶ - سوالی می کنم، چیزی نه بیش از پیش می خواهم ...

1

سوالی می کنم، چیزی نه بیش از پیش می خواهم

فقیرم، مرهمی بهر درون ریش می خواهم

2

مرا از در چه می رانی؟ نمی خواهم ز تو چیزی

ولی بستانده ای از من، متاع خویش می خواهم

3

به تیغ غمزه خون ریزم که من جان و تن خود را

شده قربان آن ترکان کافر کیش می خواهم

4

همه کس را اگر دردی بود خواهد که گردد کم

به غیر از من که درد عشق هر دم بیش می خواهم

5

مرا گفتی که چون می ری زیارت خواهمت کردن

پس از مرگ است این امید و من زان پیش می خواهم

6

ز تو هر جا که سلطانست چشم مرحمت دارد

نپنداری که این تنها من درویش می خواهم

7

عزیمت کرده ام سلمان که در راه غمش جان را

ببازم همت از یاران نیک اندیش می خواهم

متن شعر کپی شد.