کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۱ - دل من زنده می گردد به بوی وصل دلداران ...

1

دل من زنده می گردد به بوی وصل دلداران

دماغم تازه می دارد نسیم وعده یاران

2

الا ای صبح مشتاقان بگو خورشید خوبان را

که تا کی ذره سان گردند در کویت هواداران

3

شبی احوال بیماران بپرس از شمع مومن دل

که بیمارست و می سوزد همه شب بحر بیماران

4

مرا ای لعبت ساقی ز جام لعل شیرینت

بده کامی که در تلخی سر آمد عمر میخواران

5

به هشیاران مده می را به مستان ده که در مجلس

قدح خون در جگر دارد، مدام از دست هشیاران

6

صبا از کوی او بویی، بجان گرمی دهد اینک

نشسته بر سر کویند و جان بر کف خریداران

7

بهر یک موی چون سلمان گرفتاریست در بندت

گرفتارت کند ترسم، شبی آه گرفتاران

متن شعر کپی شد.