کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۳ - سرو من سنبل تر بر زده بر گل پرچین ...

1

سرو من سنبل تر بر زده بر گل پرچین

بستده لشکر رومش ز حبش لشکر چین

2

رسته و بسته به دست بت من سنبل تر

وز سرش رسته فرو هشته دو صد سنبل چین

3

حلقه در حلقه گره در گره و بند به بند

پیچ در پیچ و زره در زره و چین در چین

4

در خطا و ختن ای خسرو خوبان خطا

چون تو ترکی نبود در همه چین و ماچین

5

خواستم تا که بچینم ز لبش شفتالود

ابرویش گفت: «بچین!» غمزه او گفت: «مچین!»

6

در چنین چین و مچین مانده، اسیرم، چه کنم؟

سر زلف بت من مرهم چین بود و مچین

7

حال سلمان به قلم شرح همی دادم و گفت:

خار هجرم خور و از باغ وصالم برچین

متن شعر کپی شد.