کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۱ - خیال خود همه باید، ز سر به در کردن ...

1

خیال خود همه باید، ز سر به در کردن

دگر به عالم سودای او گذر کردن

2

زمان زمان به جهانی رسیدن عشقش

وزان جهان به جهانی دگر سفر کردن

3

به منزلی که نباشد حبیب اگر باشد

سودا دیده نباید، در آن نظر کردن

4

چو شمع در نظر او شبی هوس دارم

به پا ستادن و خوش خدمتی به سر کردن

5

مطولست به غایت حکایت عشقش

نمی توان به عبارات مختصر کردن

6

فرو مکش سخن موی در میان ای دل

چه لازمست سخن را درازتر کردن

7

دل مرا که به بویی است قانع از تو چو مشک

چه باید این همه خونابه در جگر کردن؟

8

درین هوس که تویی باید اول ای سلمان

هوای دنیی و عقبی ز سر به در کردن

9

به باد، جان به تمنای دوست بر دادن

ز خاک سر به تماشای یار بر کردن

متن شعر کپی شد.