کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۴ - خواهیم چون زلیخا، یوسف رخی گزیدن ...

1

خواهیم چون زلیخا، یوسف رخی گزیدن

بس دامنش گرفتن، وانگه فرو کشیدن

2

بی جهد بر نیاید، جان عزیز باید

جان عزیز دادن، یوسف به جان خریدن

3

گم کرده ایم خود را، راهی نمای مطرب

باشد مگر بدان ره، در خود توان رسیدن

4

حاجی دگر نبرد، قطعا ره بیابان

مسکین اگر تواند، یکره ز خود بریدن

5

نی هر دمم ز مسجد، خواند به کوی رندی

قول وی از بن گوش، می بایدم شنیدن

6

از گفتگوی واعظ، مخمور را چه حاصل؟

می بایدش کشیدن، وز درد سر رمیدن

7

باد صبا ز لفش خوش می جهد ندانم

کز بند او صبا را، چون دل دهد جهیدن

8

بر هر طرف که تابد خورشید وش عنان را

چون سایه در رکابش، خواهم به سر دویدن

9

سلمان بنام و نامه، درکش قلم که خو اهند

این نام ها ستردن، وین نامه ها دریدن

متن شعر کپی شد.